<659084f067b845a3>10 تا رومان فارسی برای دانلود <5f001c0ca3534a74>

رومان های درخواستی شما دوستان گرامی و دوست داشتنی خودم

این رومان مطلق به این وبلاگ هست کپی با ذکر منبع مجاز هست


رمان: رمان عشق برای عشق رمان عشق ماندگار رمان عاشقانه
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود کتاب های الکترونیکی رایگان رمان عاشقانه و جدید در کتابخانه آریا با کتاب عشق برای عشق نوشته مهدی امین جعفری و کتاب رمان عشق ماندگار از فائزه عطاریان
اردلان برای ساشا جشن تولد مفصلی گرفت و از کل فامیل دعوت کرد . شب هنگامی که به خانه آمد بسته بزرگی در دستش بود . به طرفش رفتم و گفتم : اردلان هدیه ات را بزار زمین روی میز کنار هدیه سولماز
این مال ساشا نیست ، مال مامانی ساشاست بیا بگیر عزیزم
مرسی چرا زحمت کشیدی و جعبه را باز کردم داخل آن یک دست لباس به رنگ سبز یشمی بود
سایه جان میشه ازت خواهش کنم برای امشب بپوشیش
لبخندی زدم و گفتم : حتما
سولماز موهایم را برایم سشوار کرد بعد از اینکه آرایش کردم ، لباسم را پوشیدم و سولماز نگاهی بهم کرد و گفت : خیلی ناز شدی لباست ام خیلی قشنگه ، مبارک باشه ، می گم اردلان هم خوب سلیقه ای داره ها !
اگه سلیقه نداشت که منو انتخاب نمی کرد ........
بخشی از زیبای ماندگار نوشته مهدی امین جعفری

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
978 عشق برای عشق مهدی امین جعفری داستان 250 kb 20
979 عشق ماندگار فائزه عطاریان رمان 1.2 mb 289

های و >>>

 

0 امتیاز نظرات 2 نظر دانلود کتاب این مطلب 696 بار بازدید شده

رمان: رمان عاشقانه ستاره شبهای تنهایی شیوا نظری نرگس عینی
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود کتاب رمان جدید و عاشقانه بصورت الکترونیکی و رایگان با کتاب رمان ستاره نوشته شیوا نظری و کتاب رمان شبهای تنهایی اثر نرگس عینی
به همه گفتم نازی با خانوادش رفته شمال . ولی دیشب توی حیاط برای مهرداد تمام جریان نازی و نیما رو تعریف کردم . روزها به سرعت سپری می شد و من توی ایام عید لای کتابهایم را باز نکردم . دو روز دیگه دوباره به مدرسه می رفتم . خیلی آخر تعطیلات کسل کننده بود . بخصوص که مهرداد و مامان سر کار بودن و من تنها توی خونه حوصله ام سر می رفت . امسال مطمئنم کنکور قبول نمی شم . اگه شانس بیارم و آخر ترم نمره بیارم باید کلاموبندازم ... نازی هم هنوز از مسافرت برنگشته بود . برای اولین بار خوشحال بودم دوباره مدرسه میرم . خانم جان کمی کسالت داشت . دو سه بار بردیمش بیمارستان قلبش دچار مشگل شده بود دکتر گفته بود باید عمل کنه. من خیلی ذلواپس بودم ...
بخشی از الکترونیکی زیبای نوشته شیوا نظری

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
972 رمان ستاره شیوا نظری 622 kb 108
973 رمان شبهای تنهایی نرگس عینی 1.6 mb 394

فارسی >>>

 

18 امتیاز نظرات نظر دهید! دانلود کتاب این مطلب 1027 بار بازدید شده

رمان: رمان جدید در امتداد حسرت و درباره جن داستان عاطفی
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود کتاب های رمان جدید و جالب نویسندگان ایرانی در کتابخانه آریا با کتاب در امتداد حسرت نوشته زیبای طیبه امیرجهادی و کتاب آشنایی درباره جن و موجودات غیر قابل دید
مثل لبو قرمز شد و گفت : چشم الان میام
بعد از خداحافظی نفسی بیرون فرستاد و با نگرانی به صورتم چشم دوخت و گفت :
یاسی فکر کنم فاتحه ات خونده است .
با حیرت پرسیدم : چرا مگر کی بود ؟ -- لیلا آب دهانش را قورت داد و گفت :
عزیز خانوم بود ، ازم خواست تو رو به خونش ببرم.
بخشی از در امتداد حسرت نوشته طیبه امیر جهادی

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
968 در امتداد حسرت طیبه امیر جهادی رمان 2.7 mb 667
969 درباره جن موجودات غیر قابل دید داستان 41 KB 3

های >>>

 

10 امتیاز نظرات 2 نظر دانلود کتاب این مطلب 1114 بار بازدید شده

رمان: رمان عاشقانه ریان زینب حسینی رمان سالهای بی کسی مریج جعفری
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود رایگان رمان های عاشقانه و جدید نویسندگان ایرانی با رمان های فارسی ریان نوشته زینت حسنی و کتاب رمان سالهای بی کسی نوشته مریم جعفری
چهره ریِّان را غمی سنگین در برگرفت و ترسی موهوم به جانش رسوخ کرد . نشست تا از نگاه حبیب صحت و سقم خبر را بخواند . تردیدی در کار نبود . ناراحتی و پریشانی حبیب کمتر از خود او نبود.
این خبر هنوز به طور رسمی افشا نشده اگه به گوش روزنامه های جنجال آفرین برسه ، خدا می دونه چه افتضاحی بالا می یاد.
ریّان مبهوتانه به نقطه ای خیره ماند . بیشتر از آنکه خشمگین باشد ، غصه دار بود . رنگش مثل گچ سفید شده و دستانش می لرزید
حبیب از حال او ناراحت شد و شرمسارانه گفت ، معذرت میخوام ، واقعا مستحق توبیخم .....
بخش از زیبای ریّان نوشته زینت حسنی

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
952 رمان ریّان زینت حسنی ( بنده خدا ) رمان 21 mb 128
953 سالهای بی کسی مریم جعفری رمان 1.5 mb 280

رمان های >>>

 

18 امتیاز نظرات 6 نظر دانلود کتاب این مطلب 2315 بار بازدید شده

رمان: رمان کفش غمگین عشق اعتمادی / رمان پل احسانی / کتاب رمان عشق
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود کتاب های رمان فارسی و اثرهای نویسندگاه ایرانی  با کتاب رمان کفش های غمگین عشق نوشته ر.اعتمادی و کتاب داستان پل نوشته سید امیر احسانی
من مثل پیچکی بدور خود می پیچیدم و گفتم عزیزم .. عزیزدلم .. اصلا حرف نزن .. من بیمار شدم .. نمی دانم این چه میکروبی بود ، هیچ کس هنوز این میکروبو نشناخته ، اما این کثیف ترین میکروبیه که بجان عشق میفته و عاشقو از پا میندازه .. من نمیدونم ... بخدا نمیدونم چرا اینطوری شد و چرا آنطور من از پا در اومدم .. اصلا من خواب بودم .. تاریک بودم .. پرویز هم کابوس این خواب بود .. حالا بیا بریم شاه چراغ و دوتایی دعا کنیم که از این کابوسها خلاص شدیم ، تو رو خدا بیا بریم ....
قسمتی از کفشه های غمگین عشق از ر.اعتمادی

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
944 کفش های غمگین عشق ر . اعتمادی 870 kb 129
945 داستان - پل سید امیر احسانی داستان 1.7 mb 55

>>>

رمان: رمان بانوی جنگل فهیمه رحیمی رمان عاشقم باش نجمه پژمان / دانلود رمان رایگان
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود رمان های عاشقانه و جدید در کتابخانه آنلاین آریا با کتاب رمان عاشقم باش نوشته نجمه پژمان و کتاب رمان زیبا بانوی جنگل از فهیمه رحیمی
سر میز شام حاضر نشدم و از پشت در بسته اعلام کردم که اشتها ندارم ، ارامش از تن و روحم گریخته بود و جای خود را به آشوب و اضطراب داده بود ، خود را می دیدم که تمامی رویاها و آرزوهایم نقش بر آب شده . روزی به این نکته ایمان داشتم که از محبت خارها گل می شود اما وقتی سخنان احسان را شنیدم پی بردم که اشتباه می کردم ، خواب دیگر در چشمانم جایگاهی نداشت ، گاهی بی هدف در اتاقم راه می رفتم و گاهی پرده را عقب می کشیدم و اشکهای آسمان را که از دل تاریکش بیرون می ریخت تماشا می کردم . شب به درازا کشیده بود و انگار آسمان نمی خواست گرمای خورشید را درون خود جای دهد .....
بخشی از عاشقم باش اثر نجمه پژمان  -- از دستش ندید

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
936 عاشقم باش نجمه پژمان رمان 1 mb 237
937 بانوی جنگل فهیمه رحیمی داستان 652 KB 72

های ایرانی >>>

 

27 امتیاز نظرات 6 نظر دانلود کتاب این مطلب 3056 بار بازدید شده

 

رمان: احضارروح/کتاب روح /داستان روح / دانلود کتاب داستان ارواح
رمان ایرانی فارسی

 

دانلود کتاب های داستانی رایگان با کتاب های ویجا ouija برای احضار روح و کتاب داستان شما چیزی گم نکردید از علی اکبر کرمانی نژاد
ساکنان منطقه بین النهرین هزاران سال معتقد بودند که دروازه های ورودی و خروجی بهش در دو طرف قوس اکبر راه شیری ، که رودخانه ی ارواح گفته میشد قرار دارند . روح ها پس از مرگ جسمشان باید منتظر باز شدن دروازه می شدند و این امر فقط در برج القوس و اعتدال لیل و نهار پاییزی رخ می داد . بر اساس این اعتقاد ، بازگشت به زمین برای زندگی بعدی تنها در مدت زمان بین اعتدال لیل و نهار بهاری تا خروج اختر جوزا از آسمان امکان پذیر بود
قسمتی از ویجا بهمراه آموزش احضار روح

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
919 ویجا ouija احضار روح داستان 322 kb 38
920 شما چیزی گم نکردید؟ علی اکبر کرمانی نژاد داستان 593 kb 135

رایگان >>> 

 

5 امتیاز نظرات 1 نظر دانلود کتاب این مطلب 1749 بار بازدید شده

 

رمان: کتاب داستان جدید ورود ممنوع / زنده ها را قرنطینه کنید
رمان ایرانی فارسی

دانلود کتب الکترونیکی رمان و داستان کوتاه با کتابهای ورود ممنوع نوشته داود علیزاده و کتاب زنده ها را قرنطینه کنید

الان یکی از مشتری های پر و پا قرص آن آزانس هستم . مجبور شدم ماشینم را بفروشم . البته اگر نمی فروختمش دیگر قصد رانندگی نداشتم . کاش حداقل بیمه بود . اگر بیمه اش کرده بودم .بیمه دیه اش را می داد و لازم نبود این قدر به دنبال جلب رضایت باشم.
متوجه نشدم چه موقع پرید جلوی ماشین .سرعتمم هم زیاد بود . در دم فوت کرد . باورش سخت بود . صورت مهرداد با آسفالت یکی شده بود . وقتی دیدمش از خودم بدم آمد . هر چند که ازش نفرت داشتم . ولی دلم نمی خواست که بکشمش . آن هم 24 ساعت بعد از طلاق
دلم نمی خواست توی مراسم ختمش شرکت کنم . ولی مجبور بودم . یعنی در واقع به فکر رضایت گرفتن از خانواده مهرداد بودم . می خواستم با مادرم بروم که بابا هم همراه ما امد . زیاد شلوغ نبود . فقط تعدادی از فامیلها شان و به علاوه عده ی کمی از دوستانش جمع شده بودند.
قسمتی از کتاب داستان ورود ممنوع از داود علیزاده

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
853 ورود ممنوع داود علیزاده داستانی 297 kb 57
854 زنده ها را قرنطینه کنید داستان کوتاه داستانی 77 kb 5

دانلود کتاب الکترونیکی داستان و رمان >>> ورود ممنوع

 

5 امتیاز نظرات نظر دهید! دانلود کتاب این مطلب 1868 بار بازدید شده

 

رمان: رمان فارسی داستان کوتاه ایرانی / شکار پروانه ها و کتاب سوگ مهر
رمان ایرانی فارسی

دانلود کتب داستان کوتاه های نویسندگان ایرانی از جمله داستان کوتاه شکار پروانه ها نوشته علی آرام و کتاب سوگ مهر از حسن باستانی

زن از خرید بازگشت ، شوهرش داشت روزنامه می خواند . بدون صحبتب بسوی آشپزخانه رفت و خوراکی ها را گذاشت ، بسمت آینه کمد ، مانتو زرشکی اش را کند و آویزان کرد ؛ اما روسری تیره ش را از سرش برنداشت ، آن وقت آمد نزدیک شوهرش نشست.
خرید کردی ؟ - بله
صداش می لرزید . نم اشکی گوشه چشم هاش بود . با دهان باز به شوهرش چشم دوخت . دلشمی خواست باهاش گفتگو کند ، اما ترسید آرامش او را بر هم بزند . بعد فهمید مردش روزنامه نمی خواند ، فقط آن را جلوش گرفته و بهش زل زده است ، شاید هم سعی می کرد خودش را پشت آن پنهان کند . با صدای فروخفته ی گفت : غروب سرایدار می گفت دو تا مرد غریبه آمده بودند و سراغتو می گرفتن
مرد جواب نداد و بدون عکس العملی همچنان سرش را لای روزنامه فرو برده بود.
گوشه ای از کتاب داستان کوتاه شکار پروانه ها نوشته علی آرام

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
844 شکار پروانه ها – علی آرام داستان کوتاه داستانی 384 kb 53
845 سوگ مهر حسن باستانی داستانی 109 kb 23

دانلود کتابهای رمان و داستان کوتاه >>> شکار پروانه ها

 

13 امتیاز نظرات 1 نظر دانلود کتاب این مطلب 2020 بار بازدید شده

 

رمان: رمان برزخ اما بهشت / رمان بیگانه ای با من است / کتاب رمان رایگان ایرانی
رمان ایرانی فارسی

دانلود کتاب رمان و داستانهای نویسندگان معروف ایرانی با کتابهای برزخ اما بهشت و بیگانه ای با من است

دو روز بعدی ، چون به خاطر حال رعنا روزها بیرون نمی رفتیم ، سخت می گذشت ، ولی برعکس شب ها که کنار شومینه تا نیمه شب می نشستیم و از گذشته ها حرف میزدیم ، با شوخی های حسام و یاد آوری خاطرات بچگی هایمان ، که حالا شیرینی اش را بیش تر از هر زمانی احساس میکردیم ، با زوایای مختلفی از روح یکدیگر آشنا میشدیم که تا به آن روز برایمان پنهان بود ، مثلا من برای اولین بار آنجا شنیدم که زمانی حسام هم شعر می گفته و از رعنا برای تصحیح انها کمک می گرفته .
رعنا به جای من گفت :
قبلا هر بار چیزی در این مورد شنیده بودم و به شوخی بود و من هم شوخی بودن آن را باور کرده بودم و حالا شنیدن این حرف ان قدر برایم عجیب بود که حسام با اعتراض گفت :
چیه ؟ چرا این جوری نگاه میکنی؟ - رعنا به جای من گفت : خب براش عجیبه
حسام با لحنی بامزه گفت : چی ؟ قیافه من یا شعر گفتنم؟ و....
قسمتی از کتاب رمان برزخ اما بهشت نوشته نازی صفوی

ردیف نام کتاب توضیحات دانلود کتاب موضوع حجم صفحه
840 برزخ اما بهشت نازی صفوی رمان 881 kb 233
841 بیگانه ای با من است جودی فیلدینگ رمان 1.6 mb 90

<5169ad911ad34cf0>http://zendegizibast20.persianblog.ir/post/25/ <1f6859b5983242e9>

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸ توسط عماد صدقی
درباره وبلاگ


Blog Skin